راز سخن

شمارهٔ ۱۷۱

الهی بنام تو جانها اسیر پیغام تو، عارف افتاده بدام تو، مشتاقان مست مهر از جام تو خوشا بحال کسی که از این جام شربتی چشید یا در این راه منزلی برید، دل وی بنور حق افروخته و بروح انس زنده و بفر وصال فرخنده، گهی در حیرت شهود مکاشف جلال، گهی در بحر وجود غرقه لطف و جمال

الهی بنام تو جانها اسیر پیغام تو، عارف افتاده بدام تو، مشتاقان مست مهر از جام تو خوشا بحال کسی که از این جام شربتی چشید یا در این راه منزلی برید، دل وی بنور حق افروخته و بروح انس زنده و بفر وصال فرخنده، گهی در حیرت شهود مکاشف جلال، گهی در بحر وجود غرقه لطف و جمال

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.