شمارهٔ ۹۲
الهی من غلام آن معصیتم که مرا بعذر آرد و از آن طاعت بیزارم که مرا بعجب آرد
الهی من غلام آن معصیتم که مرا بعذر آرد و از آن طاعت بیزارم که مرا بعجب آرد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.