بخش ۷۱
پیر طریقت گوید: آدمی هر چند کوشید با حکم خدا برنیامد، کوشش بنده بارد ازلی برنیامد عبادت او با داغ خدای برنیامد ایست ما با نه ایست حق بر نیامد جهد ما با مکر نهانی برنیامد مفلس گشتیم کسی را برما رحمت نیامد دنیا به سر آمد و اندوه ما بسر نیامد خدایا نصیب این بیچاره از این کار همه درد است مبارک باد که مرا این درد سخت در خورد است بیچاره آنکس که از این درد فرد است حقا که هر کس بدین درد ننازد ناجوانمرد است زیرا
پیر طریقت گوید: آدمی هر چند کوشید با حکم خدا برنیامد، کوشش بنده بارد ازلی برنیامد عبادت او با داغ خدای برنیامد ایست ما با نه ایست حق بر نیامد جهد ما با مکر نهانی برنیامد مفلس گشتیم کسی را برما رحمت نیامد دنیا به سر آمد و اندوه ما بسر نیامد خدایا نصیب این بیچاره از این کار همه درد است مبارک باد که مرا این درد سخت در خورد است بیچاره آنکس که از این درد فرد است حقا که هر کس بدین درد ننازد ناجوانمرد است زیرا
هر درد که زین دلم قدم برگیرد
دردی دگرش بجای در برگیرد
زان با هر درد صحبت از سر گیرد
کاتش چو رسد بسوخته اندر گیرد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.