راز سخن

بخش ۲۶

پیر طریقت گوید: ای سزای کرم ای نوازنده عالم نه با وصل تو اندوه است نه با یاد تو غم لا اله الا هو خدائی که نیست معبود به سزا جز او دستگیر خستگان نیست جز توقیع جمال و لطف او نوازنده یتیمان نیست جز منشور کرم او بار خدائی که دلهای دوستان بسته بند وفای او و جانهای مشتاقان در آرزوی لقاء او ارواح عاشقان مست از جام ولاء او آرامی خستگان از نام و نشان او سرور عارفان از ذکر و پیغام او

پیر طریقت گوید: ای سزای کرم ای نوازنده عالم نه با وصل تو اندوه است نه با یاد تو غم لا اله الا هو خدائی که نیست معبود به سزا جز او دستگیر خستگان نیست جز توقیع جمال و لطف او نوازنده یتیمان نیست جز منشور کرم او بار خدائی که دلهای دوستان بسته بند وفای او و جانهای مشتاقان در آرزوی لقاء او ارواح عاشقان مست از جام ولاء او آرامی خستگان از نام و نشان او سرور عارفان از ذکر و پیغام او

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.