بخش ۲۵
پیر طریقت گوید: خدایا گهی بخود نگرم گویم از من زارتر کیست؟ گهی بتو بنگرم گویم از من بزرگوارتر کیست؟
پیر طریقت گوید: خدایا گهی بخود نگرم گویم از من زارتر کیست؟ گهی بتو بنگرم گویم از من بزرگوارتر کیست؟
گاهی که به طینت خود افتد نظرم
گویم که من از هرچه به عالم بترم
چون از صفت خویشتن اندر گذرم
از عرش همی به خویشتن در نگرم
گر نه سبب تو بودی ای در خوشاب
آدم نزدی دمی درین کوی خراب
هجران تو گر زمانه دیدی در خواب
گشتی دل و جان این جهان آتش و آب
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.