بخش ۷
پیر طریقت گوید: خدایا گر زارم در تو زاریدن خوش است ور نازم بتو نازیدن خوش است خداوندا شاد بدانم که بر درگاه تو میزارم به امید آنکه روزی در میدان فضیلت بتو نازم یک نظر در من نگری و دو گیتی به آب اندازم
پیر طریقت گوید: خدایا گر زارم در تو زاریدن خوش است ور نازم بتو نازیدن خوش است خداوندا شاد بدانم که بر درگاه تو میزارم به امید آنکه روزی در میدان فضیلت بتو نازم یک نظر در من نگری و دو گیتی به آب اندازم
دیدیم نهان گیتی و اصل جهان
از علت و عار برگذشتیم آسان
آن نور سینه زلانقط برتر دان
زان نیز گذشتیم نه این ماند و نه آن
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.