راز سخن

بخش ۱۶۲ - و من طبقة الخامسة ایضاً ابوعبداللّه المقری

و اخوه ابوالقاسم، محمد و جعفر ابنا احمد بن محمد المقری و بوعبداللّه صحبت کرده بود با یوسف حسین رازی وعبداللّه خراز رازی و مظفر کرمان شاهی و رویم و حریری وابن عطا٭ ووی از فتی مشایخ بود و سخی‌تر ایشان، و نیکو خلق‌تر و بلند همت و ورع، در سنه ست و ستین و ثلثمائه برفته از دنیا. و اما بوالقاسم از اجلهٔ مشایخ خراسان بود، یگانه «مشایخ» در وقت خود، و طریقت نیکو و عالی حال و شریف همت. شیخ سلمی گوید: که کسی ندیده‌ام از مشایخ در سمت و وقار او، و نشست وی صحبت کرده بود بابوالعباس عطا و جریری٭ و ابن سعدان و بوبکر ممشاذ و بوعلی رودباری٭ و در سنه ثمان و سبعین و ثلثمائه برفته از دنیا به نشاپور و حدیث داشت.

و اخوه ابوالقاسم، محمد و جعفر ابنا احمد بن محمد المقری و بوعبداللّه صحبت کرده بود با یوسف حسین رازی وعبداللّه خراز رازی و مظفر کرمان شاهی و رویم و حریری وابن عطا٭ ووی از فتی مشایخ بود و سخی‌تر ایشان، و نیکو خلق‌تر و بلند همت و ورع، در سنه ست و ستین و ثلثمائه برفته از دنیا. و اما بوالقاسم از اجلهٔ مشایخ خراسان بود، یگانه «مشایخ» در وقت خود، و طریقت نیکو و عالی حال و شریف همت. شیخ سلمی گوید: که کسی ندیده‌ام از مشایخ در سمت و وقار او، و نشست وی صحبت کرده بود بابوالعباس عطا و جریری٭ و ابن سعدان و بوبکر ممشاذ و بوعلی رودباری٭ و در سنه ثمان و سبعین و ثلثمائه برفته از دنیا به نشاپور و حدیث داشت.
با منصور صابونی گوید: کی از بوعبداللّه مقری شنودم که گفت: الفقیر الصادق الذی یملک کل شییء و لا یملکه شیء و سلمی گوید: که از شیخ بوالقاسم مقری رازی شنودم که گفت: الفتوة رویة فضل الناس بنقصانک. وهم وی گفت: الحریة موافقة الاخوان فیماهم فیه، ما لم یکن خلافاً للعلم، و هم وی گفت: التصوف استقامة الاحوال مع الحق. و بوعلی صفار رازی گوید: کی بوعبداللّه مقری گفت برادر بوالقاسم: من تعزر عن خدمة اخوانه اورثه اللّه ذلالا انفکاک له منه ابداً هر که او خدمت از یاران و برادران خویش دریغ دارد او را اذلی دهند که هرگز از آن بنرهد بوالفرج ورثانی گوید: که بوعبداللّه مقری گفت: ما اقبل احد منی حدیثاً الا رأیت له منة علی لا یمکنی الفیام بواجبها ابداً.

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.