راز سخن

مناجات شمارهٔ ۲۵۱

الهی گریخته بودم تا تو خواندی ترسیده بودم بر خوان نشاندی ابتدا میترسیدم که مرا بگیری به بلای خویش، اکنون میترسم که مرا بفریبی به عطای خویش.

الهی گریخته بودم تا تو خواندی ترسیده بودم بر خوان نشاندی ابتدا میترسیدم که مرا بگیری به بلای خویش، اکنون میترسم که مرا بفریبی به عطای خویش.

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.