قطعه شماره ۱۵
اندر ره عشق خسته جانی بهتر
اندر ره عشق خسته جانی بهتر
وز شرح غم تو بی زبانی بهتر
بیمارئی کاو موجب دیدار تو بود
صد بار ز صحت جوانی بهتر
با وصل توام ز شربت مرگ چه باک
وصلت ز زلال زندگانی بهتر
آزرده مشو عزیز من ز آزارم
صد چون من اگر مرد، تو مانی بهتر
رنجورم وز آزردگیت می میرم
بر من ز گل ار شکر فشانی بهتر
جان می کنم و طاقت فریادم نیست
جان کندن عشاق نهانی بهتر
خالد اگرت هست به کف جوهر جان
از بهر نثار یار جانی بهتر
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.