شمارهٔ ۳۶۰ - در هجو یکی از وزرای شروانشاه
ای ظلم تو مخرب ملک یزیدیان
ای ظلم تو مخرب ملک یزیدیان
لاف از علی مزن که یزید دوم تویی
تو منکری که از لب عیسی نفس منم
من آگهم که از خر دجال دم تویی
لاف از هنر میار که بر مرکب هنر
جای عنان منم محل پاردم تویی
اندر حرامزادگی از استران دهر
آن ارجل درشت سر نرم سم تویی
قمی و درگزینی و کاشانی وزیر
در خواجگی سر آمدگانند گم تویی
اصحاب کهفوار ز ننگ تو زیر خاک
خفتند هر سه، رابعهم کلبهم تویی
خاقانی اشتلم به زبانی کند چو تیغ
بفکن سپر که بابت این اشتلم تویی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.