شمارهٔ ۱۳۵۰
در دل نشسته ای اگر از دیده می روی
در دل نشسته ای اگر از دیده می روی
موقوفِ وقت نیست ملاقاتِ معنوی
بر دوستان مسافتِ شکلی حجاب نیست
ای دوست جهد کن که از آن دوستان شوی
چندان که ممکن است وفا کن به حسنِ عهد
زنهار تا به گفتِ بد آموز نگروی
ترسم خلافِ عهد کنی و أسّف خوری
هان کوش تا نصیحتِ یارانه بشنوی
محمود نیست عاقبتِ ناخدای ترس
گویند ز آن که کاشته ای بیش ندروی
از عقده ی وبال بر اندیش و زخمِ نیش
هر چند ماه طلعت و خورشید پرتوی
باطل مکن امیدِ نزاری روا مدار
آزارِ دوستان که گناهی بود قوی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.