شمارهٔ ۱۲۸۳
حرام است ار دلی داری حیاتی بی دل آرامی
حرام است ار دلی داری حیاتی بی دل آرامی
برو یاری به دست آور که یابی از لبش کامی
اگر بلبل بدانستی که گل بوی از کجا دارد
نگشتی گرد گل هرگز طلب کردی گل اندامی
به دفع چشم بد آن را که باشد هم نفس خوبی
سپندی گو بر آتش نه که دارم خرم ایامی
مخور جز می اگر وقتی نباشد می غم می خور
غم دنیا مخور باری که آن را نیست انجامی
شراب از دست جانان خور مخور از جام جم غافل
جم وقتی اگر وقتی به دست آری چنین جامی
نزاری قبله ی رویت خیال روی لیلی بس
گر این عیب است چون مجنون بر آور در جهان نامی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.