راز سخن

شمارهٔ ۱۲۴۱

موحّدوار کن در عشق سیری

موحّدوار کن در عشق سیری
مبین گر صادقی جز دوست غیری
چنان بی خویش می باید محقّق
که مسجد باز نشناسد ز دیری
ز دست خو خلاصی جوی خود را
کزین بهتر نخواهی کرد خیری
به وحدت کی رسی در عین کثرت
دو نبود یا تو او یا او تو خیری
اگر جویای توحیدی نزاری
موحّدوار کن در عشق سیری

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.