شمارهٔ ۹۷۵
دلا تا چند با خود دوست بودن
دلا تا چند با خود دوست بودن
گرت مغز است تا کی پوست بودن
چو با او بایدت بی خویشتن شو
که این بی خویشیت با اوست بودن
قیامت چیست بیرون رفتن از خود
بهشت سرمدی با دوست بودن
چه گیری انس با نفس بهیمی
خطا با هم دم بد خوست بودن
نزاری را سر باز آمدن نیست
به خود بی خود بود نیکوست بودن
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.