راز سخن

شمارهٔ ۶۸۶

خدایا ازین مسکراتم ببخش

خدایا ازین مسکراتم ببخش
به مردانِ خود سیّئاتم ببخش
چو بس تشنۀ رحلتم ای کریم
گران شربتی ز آن فراتم ببخش
چو خاصانِ مخلص به آزادگی
ز دیوانِ خود یک براتم ببخش
به کشتیِ نوحِ عنایت درون
ز طوفانِ غفلت نجاتم ببخش
چو زین قلزمم داده باشی نجات
ز گردابۀ مهلکاتم ببخش
چو فرزین اگر چند کژ رفته ام
تو رحمت کن از شاه ماتم ببخش
تو آورده ای و تو پرورده ای
خطای نفوس و ذواتم ببخش
خلاصم ده از بت پرستیِ خود
به الّا الله از لایِ لاتم ببخش
مرا خوش روان کن چو خوش داشتی
به یک لمحۀ التفاتم ببخش
از آن پیش کز پس درآید اجل
برون بر ازین مشکلاتم ببخش
قسم بر تو استغفرالله لک
به فضلت که پیش از وفاتم ببخش

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.