شمارهٔ ۵۹۶
ز دوستانِ قدیمی نظر دریغ مدار
ز دوستانِ قدیمی نظر دریغ مدار
ز کویِ ما به طوافی گذر دریغ مدار
قبول کردۀ خود را به عیب باز مده
عنایتی ز منِ بی هنر دریغ مدار
مرا به رسمِ عیادت بپرس و رحمت کن
طبیبِ درد تویی گل شکر دریغ مدار
به جامِ وصل خمارِ مفارفت بشکن
ز تشنه آب وز عاشق نظر دریغ مدار
نه نامه ای نه سلامی ز دوستی اثری
نمی نمایی باری خبر دریغ مدار
نگویمت که مثالی به طم طراق فرست
سه چار حرف ز من مختصر دریغ مدار
سماعِ نالۀ من کن شبانِ تا به سحر
نگویمت که ز من خواب و خور دریغ مدار
به دوستی که به چشمِ موافقت نظری
ز دوستانِ حقیقی دگر دریغ مدار
نزاریا چه کنی دستِ ما و دامنِ دوست
ز آستانۀ تسلیم سر دریغ مدار
اگر مطالبۀ جان کند تفاوت نیست
مرادِ دوست بده ما حضر دریغ مدار
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.