شمارهٔ ۱۶۳
صبا برگو بآن شیرین که گاهی
صبا برگو بآن شیرین که گاهی
چه باشد گر کنی برمانگاهی
اگر بر ما گدایان رحمت آری
تو کاندر کشور دل پادشاهی
مدام از عمر برخوردار باشی
اجب ربی رجائی یا الهی
جفا از حد مبر جانا که ترسم
بسوزانم دو عالم را به آهی
ز بیم مدعی تا چند و تا کی
رود دلبر به راهی من براهی
ره دل زد بصورت خوش بیانی
دهد چشمش بدین معنی گواهی
خدا را زان بت خونخوار پرسید
که اسرار حزین دارد گناهی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.