بخش۱۷
زمین به ولوله بنشست
زمین به ولوله بنشست
زمان به هلهله برخاست
پرند سبز درختان باغ را آراست
شکوفه ها بشکفت
شکوفه های شکوفان
و با صدای رسا آسمان پهناور
رساترین طنین را
به چرخ چارم خواند
و این شگون مظفر را
از این من آلوده این من خاکی
به آن فرشته
سرشته ز خوی افلاکی
به آن نشانه خوبی
به آن یگانه ترین کسان درودی گفت
به وسعت همه آبهای دریاها
به وسعت پاکی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.