راز سخن

شمارهٔ ۱۹۵

ای رخت آرام جان عاشقان

ای رخت آرام جان عاشقان
وی قدت سرو روان عاشقان
تا تو ای آرام جان گشتی روان
شد روان از تن روان عاشقان
میبرد تا روز خواب از چشم من
هر شبی آه و فغان عاشقان
از سرشک خون و آه آتشین
فاش شد راز نهان عاشقان
نرخ در و قیمت گوهر شکست
دیده گوهرفشان عاشقان
ذکر روی و وصف موی تست و بس
روز و شب ورد زبان عاشقان
در وفاداری نخواهی یافتن
چون حسین اندر میان عاشقان

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.