راز سخن

شمارهٔ ۲۹۸

ای تهیدست، به امّید و امل غره مشو

ای تهیدست، به امّید و امل غره مشو
مزرعی را که نکشتی، نتوان کرد درو
من تنک مایه ام و پیر مغان مستغنی
وای اگر خرقهٔ سالوس نگیرد به گرو

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.