راز سخن

شمارهٔ ۱۷۲

آزاده، از حیات خود آزار می‌کشد

آزاده، از حیات خود آزار می‌کشد
باری‌ست این، که دوش سبکبار می‌کشد
بر خصم تندخوست دلم، کورهٔ گداز
زین خون گرم، نیشتر آزار می‌کشد
تنها نه کفر زلف تو زد راه تقویم
زاهد به سبحه، رشتهٔ زنّار می‌کشد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.