راز سخن

شمارهٔ ۹۰

نباشد دل چرا از لطف یار، امّیدوار امشب؟

نباشد دل چرا از لطف یار، امّیدوار امشب؟
به راهش قاصدی دارم، چو چشم انتظار امشب

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.