راز سخن

شمارهٔ ۵۴

از سر من چرا کشد، سرو قد تو پای را

از سر من چرا کشد، سرو قد تو پای را
خاک ره تو کرده ام، فرق سپهرسای را
شعله به خس نمی کند، اینهمه سرگران وشی
تا به کی از کفم کشی، دامن کبریای را؟
سرمهٔ خامشی دهد، بلبل خوش نوای را
چون به سخن درآورم، خامهٔ مشکسای را

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.