راز سخن

شمارهٔ ۲۳۲

سرّ غم عشق را، ز بیگانه مجو

سرّ غم عشق را، ز بیگانه مجو
از واعظ بی خبر، جز افسانه مجو
مستم، ره هوشیاری از من مطلب
افسانهٔ عقل را ز دیوانه مجو

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.