راز سخن

شمارهٔ ۱۴۳

حسنش، به می از حجاب بیرون آمد

حسنش، به می از حجاب بیرون آمد
عریان، آتش ز آب بیرون آمد
آمد سحری بر سر بالینم و گفت
برخیز که آفتاب بیرون آمد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.