راز سخن

شمارهٔ ۸۱

در هجر تو ناله سینه فرسایی کرد

در هجر تو ناله سینه فرسایی کرد
ابر مژه خون دیده پالایی کرد
فرهاد غم تو آهنین بازو بود
بیهوده دل صبور خارایی کرد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.