شمارهٔ ۶۸۱
ما چاک به دامن زدهٔ تهمت عشقیم
ما چاک به دامن زدهٔ تهمت عشقیم
واعظ سر خود گیر که ما امّت عشقیم
عاری بود از عکس خودی آینهٔ ما
آتش به دل و جان زدهٔ غیرت عشقیم
کس را نرسد درحق ما ردّ و قبولی
ما گر بد، اگر نیک، که از حضرت عشقیم
بیرون نتوانیم شد از کوی محبت
پروانه صفت سوختهٔ خلوت عشقیم
نبود خطر از برق فنا حاصل ما را
ما خود دل و دین باختهٔ همّت عشقیم
آسایش دل هاست حزین ، زمزمهٔ ما
ما نغمه طراز چمن عشرت عشقیم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.