راز سخن

شمارهٔ ۶۶۶

به این بی‌طاقتی یارب به دنبال که می‌گریم؟

به این بی‌طاقتی یارب به دنبال که می‌گریم؟
چنین رنگین به یاد چهره آل که می‌گریم؟
درین بستان‌سرا در سایه سرو سرافرازی
به حسرت از غم کوتاهی بال که می‌گریم؟
سراپا گشته‌ام یک چشم تر چون ابر و حیرانم
به این طوفان نمی‌دانم بر احوال که می‌گریم؟
ندیدم شمع را بیش از شبی هرگز فرو گرید
من آتش جگر یارب، به اقبال که می‌گریم؟
حزین آماده شبگیر چون شمع سحرگاهی
درین محفل به حسرتزار آمال که می‌گریم؟

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.