راز سخن

شمارهٔ ۶۳۶

پیش از ظهور جلوهٔ جانانه سوختیم

پیش از ظهور جلوهٔ جانانه سوختیم
آتش به سنگ بود که ما خانه سوختیم
لب ناچشیده از نفس آتشین خویش
چون داغ لاله، باده به پیمانه سوختیم
دل بوده است محفل شمع طراز ما
خود را عبث به کعبه وبتخانه سوختیم
یک شعله برق خرمن دلها بود ولی
ما گرمتر ز سوزش پروانه سوختیم
خوابم حزین ز مصرع وحدت به دیده سوخت
ما خود نفس ز گفتن افسانه سوختیم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.