راز سخن

شمارهٔ ۵۹۷

همه فیض است می پرستی عشق

همه فیض است می پرستی عشق
بی خمار است ذوق مستی عشق
ما کجا دامن وصال کجا؟
دست ما و دراز دستی عشق
عاکفان صوامع قدسیم
طاعت ما، صنم پرستی عشق
صوفی آسا به رقص می آرد
توبه را، های و هوی مستی عشق
شرری پیش آفتاب، حزین
هستی ماست پیش هستی عشق

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.