راز سخن

شمارهٔ ۲۰۸

دل گواه است که در پرده دلارایی هست

دل گواه است که در پرده دلارایی هست
هستی قطره دلیل است که دریایی هست
گر غرورت نکشد کلفت هم صحبتیم
نگه عجز مرا عرض تمنّاّّیی هست
نبود لایق حسن این همه بی پروایی
داد دل گر نتوان داد، مدارایی هست
نم خونی به دلم مانده، خماری بشکن
از شراب کهن اینجا ته مینایی هست
حسن بی پرده، ز غمّازی عشق است حزین
شور مجنون همه جاگفته که لیلایی هست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.