شمارهٔ ۱۰۳
درین فکرم، که تعلیم جبین سازم سجودش را
درین فکرم، که تعلیم جبین سازم سجودش را
به داغ دل دهم یاد عذار مشک سودش را
به من در خامشی و گرم سوزی نسبتی بودش
توانستی اگر پروانه، پنهان کرد دودش را
خلیدی خار خار هجر،کی در دیدهٔ بلبل؟
به گل پیوند اگر می کرد، خاشاک وجودش را
شدی چون من اگر گرد کسادی سرمهٔ چشمش
متاع یوسفی دیدی، زیان خویش سودش را
به مشکین طره ی او کی تواند همسری کردن؟
عبث سنبل به دعوی شانه زد، زلف کبودش را
قفس پروردهٔ عشق است گلبانگ دل افگاران
چه می سنجد به ما مرغ چمن پرور، سرودش را
حزین ، آه مرا با نالهٔ زاهد مکن نسبت
اگر صد بار سوزد، بوی دردی نیست عودش را
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.