راز سخن

شمارهٔ ۳۷

ای باد نسیم یار داری

ای باد نسیم یار داری
زآن نفحهٔ مشکبار داری
زنهار! مکن درازدستی
با طرهٔ او چه کار داری؟
ای گل! تو کجا و روی زیباش
او مشک و تو بار خار داری
نرگس! تو کجا و چشم مستش
او سرخوش و تو خمار داری
ریحان! تو کجا و خط سبزش
او تازه و تو غبار داری
ای سرو! تو با قد بلندش
در باغ چه اعتبار داری
ای عقل! تو با وجود عشقش
در دست چه اختیار داری؟
روزی برسی به وصل! حافظ
گر طاقت انتظار داری!

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.