راز سخن

شمارهٔ ۹۵

ای آنکه دلت گشته ز امساک تو خون

ای آنکه دلت گشته ز امساک تو خون
نبود دهنت از تو به نانی ممنون
تا بستاند لقمه ز دستت از حرص
آید فم معده از دهانت بیرون

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.