راز سخن

شمارهٔ ۹۶۶

خوبرو بسیار از کشمیر می آید برون

خوبرو بسیار از کشمیر می آید برون
گل بسی زین خاک دامنگیر می آید برون
عضو عضوم بسکه می پیچد بهم در خاک و خون
از تنم پیکان او زنجیر می آید برون
برق عشقت آتش افروز نیستان تنم
ناله ام از دل صدای شیر می آید برون
سینه ام نورانی از فیض بناگوشی کسی است
اشک از چشمم به رنگ شیر می آید برون

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.