راز سخن

شمارهٔ ۹۰۳

بی‌خطا از بس رساند زخم بر بالای زخم

بی‌خطا از بس رساند زخم بر بالای زخم
تیر او انگشت زنهاری است در لب‌های زخم
شکوه‌ای از دستبرد خنجر او کرده است
می‌نهد مهر خموشی بخیه بر لب‌های زخم
بیدلان را نیست تاب مرهم تیغ نگاه
جامهٔ گلگون خون زیباست بر بالای زخم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.