راز سخن

شمارهٔ ۷۳۹

دل عاشق زفغان سیر نگردد هرگز

دل عاشق زفغان سیر نگردد هرگز
جرس از ناله گلوگیر نگردد هرگز
راستان هیچگه از عزم پشیمان نشوند
بی رسیدن به نشان تیر نگردد هنوز
لذت گریه نه هتر تیره دلی دریابد
آب در دیدهٔ زنجیر نگردد هنوز
نرود از دل جویا هوس لعل لبش
چشم پیمانه ز می سیر نگردد هنوز

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.