شمارهٔ ۵۵۸
دولت کسی ز پهلوی حسنت هوس کند
دولت کسی ز پهلوی حسنت هوس کند
کاندیشهٔ شکار هما با مگس کند
با یاد عارض تو اسیری که دل خوش است
پیوسته سیر گل ز شکاف قفس کند
شاید تواندش قفس مرغ ناله شد
دل را چو رخنه رخنه کسی چون جرس کند
بوسی اگر در اول مستی دهد زلطف
ما را به کام دل ثمر پیش رس کند
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.