راز سخن

شمارهٔ ۴۴۵

دل از بس سوی رخسار تو باشد

دل از بس سوی رخسار تو باشد
نگاهم بوی رخسار تو باشد
چو داغ لاله خال عنبرینت
گل خودروی رخسار تو باشد
پری بلبل صفت گردد به گردش
چو با گل بوی رخسار تو باشد
از آنرو غنچه گردیده است لعلت
که در قابوی رخسار تو باشد
صفای برگ گل را اعتباری
به چشم از روی رخسار تو باشد
جفایی کز خطت بر دل رسیده
هم از پهلوی رخسار تو باشد
اگر در کعبه ور در دیر جویاست
نگاهش سوی رخسار تو باشد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.