راز سخن

شمارهٔ ۴۱۱

لبت از خود شراب می طلبد

لبت از خود شراب می طلبد
دلم از خود کباب می طلبد
از می لاله گون لبی ترکن
باغ حسن تو آب می طلبد
هر که از شوخی تو آگاه است
از درنگت شتاب می طلبد
به رخش آنکه گرم می بیند
زآن گل رو گلاب می طلبد
دلم از نسبت لبش جویا
بادهٔ لعل ناب می طلبد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.