راز سخن

شمارهٔ ۳۴۰

کام دو جهان در قدم زاری دل‌هاست

کام دو جهان در قدم زاری دل‌هاست
هر کار که شد ساخته از یاری دل‌هاست
بی جلوهٔ دیدار تو بر صفحهٔ امکان
هر مد نگاهی خط بیزاری دل‌هاست
از خویش رهایی مطلب بی‌مدد عشق
آزادی جان‌ها ز گرفتاری دل‌هاست
بی‌قبضه محال است که شمشیر ببرد
بازو قوی از فیض مددکاری دل‌هاست
جویا نگه از درگه دل روی نتابی
اقبال و ظفر در گرو یاری دل‌هاست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.