شمارهٔ ۲۰
برده سیر آهنگی امشب بر فلک داد مرا
برده سیر آهنگی امشب بر فلک داد مرا
دل شکستن داده پهلو تند فریاد مرا
چون شرر هر ذرهٔ او بال بیتابی زند
کوه قاف ار بشنود نام پریزاد مرا
صید دلها می کند هردم به رنگ تازه ای
دام صد نیرنگ در خاکست صیاد مرا
تا کند نو رسم و آئین فراموشی گهی
می دهد ره در حریم خاطرش داد مرا
بسکه بر گرد کورت کشته ام شوقت، دهد
بال و پر در خاک همچون ریشه فریاد مرا
در شب هجران او جویا به خود پیچیدنم
نالهٔ زنجیر سازد تند فریاد مرا
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.