راز سخن

شمارهٔ ۲۱

در درد فراق یک زمان نغنودم

در درد فراق یک زمان نغنودم
وز حادثه چرخ دمی ناسودم
آن نور دو دیده ام تلف شد ناگاه
از دیده شد و ز دیده خون پالودم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.