راز سخن

شمارهٔ ۱۵

بازم ز غم زمانه جان می‌سوزد

بازم ز غم زمانه جان می‌سوزد
جان را چه محل جمله جهان می‌سوزد
دل سوختن جانش نهان می‌باشد
دیدم جگر خود که عیان می‌سوزد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.