راز سخن

شمارهٔ ۱۵۹

از آتش دل چو شمع در سوز و گداز

از آتش دل چو شمع در سوز و گداز
هستم من بیچاره به شبهای دراز
سرگشته روزگار یاری شده ام
یارب به کرم کار من خسته بساز

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.