شمارهٔ ۱۳۷۰
ای ماه اگر به گوشه گلشن نظر کنی
ای ماه اگر به گوشه گلشن نظر کنی
گل را ز حال بلبل بیدل خبر کنی
گویی که جمله چشم امیدم به راه تست
شاید گرم به گوشه چشمی نظر کنی
ما بینوا و مفلس و تو کیمیافروش
آخر چه باشد ار مس ما را به زر کنی
ما همچو خاک راه فتاده به کوی دوست
واجب کند که بر سر خاکی گذر کنی
ای ساقی مراد چه باشد اگر شبی
از جام وصل خویش مرا بی خبر کنی
مسکین دلا تو تا به کی آخر ز جور یار
جان را به پیش تیر فراقش سپر کنی
یا سر بر آستانه مهرش بنه ز جان
یا آنکه این هوا ز سر دل به در کنی
واجب کند اگر نکند بعد ازین وفا
زان غمزه های شوخ جفاجو حذر کنی
ای دل اگر مراد همی خواهی از جهان
در کوی دوست دیده و دل جان سپر کنی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.