شمارهٔ ۱۳۲۲
بگفتم با صبا دزدیده رازی
بگفتم با صبا دزدیده رازی
که دارم بر رخ جانان نیازی
گذر کن بر سرابستان حسنش
چو بینی بر لب جو سرو نازی
چو زلف ناشکیبش دلفریبی
چو لعل شکرینش دلنوازی
نظر کن بر رخش از چشم معنی
چو بینی گلرخی شوخی طنازی
زمین را بوسه ده از من بگویش
که در عشقش نباشد پاکبازی
چو من بشنو بگوش هوش جانا
ز باد صبحدم سربسته رازی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.