شمارهٔ ۶۰۱
آنان که مهر روی چو ماه تو دیدهاند
آنان که مهر روی چو ماه تو دیدهاند
مهرت به جان و دل ز جهانی خریدهاند
فرهادوار عاشق و زارند خسروان
تا یک حدیث از آن لب شیرین شنیدهاند
نیل محبّت تو چو دانی که از ازل
ای نور دیده بر رخ جانها کشیدهاند
از ما جدا مشو که دل طالبان دوست
عشق رخ تو از همه عالم گزیدهاند
از راه مردمی همه آیند مردمان
کاندر هوای روی تو ای نور دیدهاند
اندر هوای کعبهٔ وصل تو عاشقان
جان دادهاند و راه بیابان گزیدهاند
آنان که رو به قبلهٔ امّید داشتند
هم عاقبت به کعبهٔ وصلش رسیدهاند
باد صبا نمود که سرو چمن تمام
از شرم قامتت به قیامش خمیدهاند
آنان که عاقلان جهانند بیریا
بر خاک آستانت چو ماهی تپیدهاند
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.