راز سخن

شمارهٔ ۴۰۳

شهریارا جهان به کام تو باد

شهریارا جهان به کام تو باد
هر دو گیتی ز جان غلام تو باد
توسن چرخ بدلگام فلک
زیر زین مراد رام تو باد
پای مرغ دوام دولت تو
دایم از جان و دل به دام تو باد
تیغ دشمن گداز دوست نواز
ای خداوند در نیام تو باد
کله چرخ همچو طاس مراد
پر ز آب حیات جام تو باد
چه دعا گویمت بهشت برین
حور زادا ز جان مقام تو باد
دشمن جاه پادشاه جهان
صبح اقبال دوست شام تو باد
ای جهاندار اختیار جهان
دایم الدهر در زمام تو باد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.