راز سخن

شمارهٔ ۹۷

باز دل در غم جان می پیچد

باز دل در غم جان می پیچد
باز در عشق فلان می پیچد
یارب این باره کجا دارد عزم
که دگرباره عنان می پیچد
همه در زلف بتان پیچد ازان
چون سر زلف بتان می پیچد
برد از من دل و صبر و زر و سیم
جان بماندست و در آن می پیچد
کس ز دستش نزید تا غم او
چون قضا در همگان میپیچد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.